خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





راهكارهايي براي تغيير پلتفرم سازمان‌هاي قديمي

     

    به طور كلي سازمان‌ها را مي‌توان به سه لايه تقسيم كرد:
    ●‌‌ لايه راهبردي: به بخش‌هايي اطلاق مي‌شود كه سياستگذاري، تعيين اهداف دراز مدت، ارزش‌ها،  چشم‌اندازها و برنامه‌ريزي كلان سازمان را برعهده دارند.
    ●‌ لايه مأموريتي: شامل سطوح مختلف مديريتي سازمان يعني سطوح مديران ارشد، مديران مياني و مديران عملياتي است كه كليه فعاليت‌هاي سازمان در اين لايه انجام مي شود.
    ●لايه فناوري و ارتباطات: به صورت خاص شامل كليه فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي است كه سازمان در راستاي انجام فعاليت‌هاي مأموريتي از آن‌ها استفاده مي‌كند و البته هدف اين نوشتار، تمركز روي لايه فناوري و بررسي اهداف و چشم‌اندازهاي آن است.
     
    عوامل مؤثر بر تغييرات سازمان‌ها
    همان‌طور كه مي‌دانيم، سازمان‌ها پيوسته در حال تغيير هستند. اين تغييرات مي‌تواند در هر كدام از لايه‌هاي سازمان يا در ارتباط با هر كدام از جنبه‌هاي سازمان صورت گيرد. منشأ تغييرات سازماني عموماً عوامل بيروني هستند. دو عامل اصلي كه سازمان‌ها را وادار به تغيير مي‌كنند عبارتند از: <تغييرات حوزه كسب و كار> و <تغييرات فناوري>. البته واضح است كه تغييرات حوزه كسب و كار معمولاً نسبت به تغييرات فناوري سرعت كمتري دارند. 

    تغييرات حوزه كسب و كار
    سازمان‌ها در هر لحظه داراي كسب و كار مشخصي هستند. بسته به شرايط ممكن است اين كسب و كار در گذر زمان دچار تغيير و تحول شود. به عنوان مثال، فروش اينترنتي يكي از الگوهاي جديد كسب و كار است كه فروشگاه‌ها بايد به آن نظر داشته باشد. بنابراين تغييراتي كه در حوزه كسب و كار يك سازمان رخ مي‌دهد، مي‌تواند سازمان را دچار تغيير نمايد.

    تغييرات فناوري‌
    هر سازماني در راستاي انجام وظايف خود، از فناوري‌هاي مشخصي استفاده مي‌كند كه يكي از مهم‌ترين آن‌ها، فناوري اطلاعات و ارتباطات است. يكي از عواملي كه به‌ويژه پس از ظهور فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي پيوسته باعث تغييرات سازماني شده، ظهور فناوري‌هاي جديد است. ظهور يك فناوري باعث مي‌شود سازمان از جنبه‌هاي مختلفي تحت فشار قرار بگيرد. از جمله:

    ●‌ كاربرد فناوري جديد از طرف رقبا: استفاده رقباي يك سازمان از يك فناوري جديد مي‌تواند باعث بهبود كيفيت محصولات يا خدمات آن شود و در صورتي كه سازمان نتواند اقدام به ارائه محصولات يا خدمات مشابه نمايد، بازار خود را از دست خواهد داد.

    ●‌ ارزان‌تر بودن فناوري جديد: فناوري‌هاي جديد اغلب مبتني بر روش‌هاي پيشرفته و ارزان‌تري نسبت به فناوري‌هاي قديمي هستند و سازمان‌هايي كه مبتني بر فناوري قديم باشند، در دراز مدت قادر به رقابت در بازار نخواهند بود.

    ●‌ كاراتر بودن فناوري جديد: ممكن است فناوري جديد قادر به ارائه كيفيت محصولات يا خدمات بهتري نسبت به فناوري قديمي باشد و همين عامل سازمان را تحت فشار مي‌گذارد كه به سمت استفاده از اين فناوري حركت كند.

    ●‌ بالا رفتن انتظارات مشتريان: ظهور فناوري‌هاي جديد معمولاً روش‌هاي ارائه خدمات و نيز نوع و كيفيت محصولات را دچار تغيير مي‌كند و باعث مي‌شود انتظارات مشتريان بالاتر برود. به عنوان مثال، ظهور فناوري‌اي نظير اينترنت باعث شده است كه امروزه مردم انتظار داشته باشند كه هر سازماني حداقل داراي يك سايت اينترنتي و نيز امكان دريافت پست الكترونيكي باشد و در صورت امكان برخي از خدمات قبلي را به صورت الكترونيكي ارائه نمايد. 

    لايه فناوري اطلاعات و ارتباطات و نقش آن در سازمان 
    مصرف كننده اصلي لايه فناوري اطلاعات و ارتباطات، لايه مأموريتي است. اين لايه، كاربر امكانات و خدماتي است كه از طريق لايه فناوري اطلاعات و ارتباطات سازمان فراهم مي‌شود. اين امكانات بايد در تطابق كامل با نيازمندي‌هاي لايه مأموريتي باشند. وگرنه فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي فوق نه تنها منجر به افزايش بهره‌وري و كارايي سازمان نخواهد شد، بلكه چه بسا موجب كاهش آن نيز مي‌شوند. در واقع مي‌توان گفت: <معماري لايه فناوري اطلاعات و ارتباطات> بايد در ادامه <معماري لايه مأموريتي> سازمان و برگرفته از آن باشد.

    تغييرات اين لايه به صورت مستقيم بر لايه مأموريتي تأثير مي‌گذارد. به عنوان نمونه، ايجاد و نصب يك سيستم اطلاعاتي يا يك شبكه ارتباطي جديد ممكن است نحوه انجام فرايندهاي كاري بخش‌هاي مختلف سازمان را تحت تأثير خود قرار دهد، اما بايد توجه داشت كه تجربه درصد بالاي شكست در پروژه‌هاي تغييرات لايه فناوري اطلاعات و ارتباطات، تأمل و تعمق زيادي را در اين زمينه مي طلبد.

    مهم‌ترين عوامل شكست پروژه‌هاي فناوري اطلاعات عبارتند از: عدم دخالت دادن كاربران نهايي در پروژه، تحليل ناقص نيازمندي‌ها، تغيير نيازمندي‌ها در حين انجام پروژه، عدم حمايت كافي از طرف مديران ارشد شركت، انتخاب فناوري نامناسب، كمبود منابع، پيش‌بيني‌هاي غيرواقع‌بينانه هزينه و منابع، اهداف نامشخص، پيش‌بيني‌هاي غيرواقع‌بينانه زماني و استفاده از فناوري‌هاي نوظهور.  (1)

    هر سازمان به منظور انجام مأموريت‌ها و اهداف خاصي ايجاد مي‌شود. در واقع مهم‌ترين وظايف مديران ارشد سازمان‌ها، نظارت بر مأموريت‌ها و اهداف فوق و حفظ سازمان در راستاي انجام مأموريت‌هاي خود است. براي انجام اين‌ كار لازم است توصيف دقيقي از جنبه‌هاي مختلف سازمان در اختيار مديران ارشد باشد تا از طريق شاخص‌هايي قادر به مقايسه وضعيت موجود با وضعيت مورد نظرشان باشد. از طرف ديگر، هدايت و كنترل يك سازمان منوط به داشتن ديدگاهي روشن از وضعيت مطلوب سازمان است. 

    حال سؤال اساسي براي صاحبان يا مديران سازمان‌ها اين است كه راهكار بهينه استفاده از فناوري‌هاي روز و جديد كدام است؟

    در رابطه با سازمان‌هاي در حال تأسيس، مشكل عمده‌اي مشاهده نمي‌گردد و امكانات بي‌شماري براي استفاده بهينه از فناوري‌هاي روز، وجود دارد. با مطالعه و امكان سنجي دقيق و تحليل نيازمندي‌ها، انتخاب فناوري مناسب، امكانپذير است. مشكل اصلي و اساسي براي سازمان‌هايي مطرح است كه مايل يا ناچار به استفاده از فناوري‌هاي جديد هستند كه اغلب با تغيير پلتفرم نيز همراهند. در اين نوشتار اين سازمان‌ها را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

    شناخت لايه فناوري اطلاعات و ارتباطات  موجود سازمان
    شناسايي واحدهاي مسئول فناوري اطلاعات موجود هر سازمان، اولين گام براي رسيدن به راهكار بهينه براي تغيير پلتفرم آن است كه بايد به مواردي مانند: تعداد نيروهاي ماهر و باتجربه، نرم‌افزارهاي كاربردي موجود، بانك‌هاي اطلاعاتي موجود، سخت‌افزارهاي موجود، واحدهاي ذي‌نفع برنامه‌هاي كاربردي و ... توجه شود. سازمان‌هاي مورد مطالعه در اين نوشتار، سازمان‌هايي هستند كه عمده فعاليت‌هايشان، به صورت مكانيزه انجام مي‌شود.
     
    اغلب سازمان‌ها داراي سيستم‌هايي هستند كه به صورت جزيره‌اي عمل مي‌كنند و ارتباطي با يكديگر ندارند و بنابراين افزونگي داده‌ها در اين سيستم‌ها به چشم مي‌خورد. مضافاً بر اين‌كه، تكرار ثبت اطلاعات باعث بروز برخي تناقضات در سيستم‌هاي مختلف مي‌گردد.

    از طرفي ديگر، سيستم‌هاي موجود براساس سيستم‌هاي عامل قديمي بنا شده‌اند و بنابراين براي سوييچ كردن به بسترهاي جديد تحت ويندوز، مشكلاتي پيش روي صاحب‌نظران قرار دارد. به عنوان مثال، براي يك فروشگاه زنجيره‌اي كه از سيستم‌هاي فروش مكانيزه برخوردار است، يكي از ضروريات روز مي‌تواند، توانايي فروش الكترونيكي باشد كه قطعاً با سيستم‌هاي فعليشان اين امر نه غير ممكن، بلكه به صورتي است كه انجام كارهاي موازي و يا دوباره‌كاري سيستم را تهديد مي‌كند و علاوه بر اين‌كه نيروي انساني زيادي را صرف مي‌نمايد، امكان خطا نيز وجود دارد.
     
    بنابراين اين واقعيت وجود دارد كه تبديل اين سيستم‌هاي هرچند كارا، ولي قديمي به پلتفرم‌هاي جديد و مطابق با شبكه‌هاي جهاني موجود امري اجتناب‌ناپذير ولي درخور تفكر و امكان‌سنجي همه جانبه است؛ چرا كه تبديل اين سيستم‌ها بدون در نظر گرفتن تمامي جوانب، امري بسيار خطرناك است.

    ارتقا يا تجديد زيرساخت‌هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در سازمان‌ها
     تجديد زيرساخت‌هاي پردازشي، نرم‌افزاري، سخت‌افزاري و ارتباطي كه بخواهد در ابعاد گسترده‌اي از يك سازمان، انجام پذيرد، توام با ريسك‌هايي است كه بايد قبل از شروع  چنين طرح‌هايي، به دقت بررسي شوند. اين‌كار نبايد تنها يك موضوع تغيير فناوري تلقي گردد. قديمي بودن يك فناوري به تنهايي دليل حذف يا جايگزيني آن نيست و هر نوع تغييري در اين خصوص بايد با توجه به موارد ديگري چون پيش‌بيني آموزش‌هاي لازم، فرهنگ‌سازي، مقرون به صرفه بودن، برآورد هزينه و در نظر گرفتن تأثيرات آن در سيستم‌هاي موجود و ... انجام گيرد. اما در پاسخ به اين سؤال كه براي تغيير لايه فناوري سازمان چه راهكار يا راهكارهايي وجود دارد، دو راهكار زير پيشنهاد و  بررسي مي گردد:

    1- ارتقاي زيرساخت‌هاي فناوري اطلاعات از طريق ايجاد انبار داده متمركز

    2- ارتقا از طريق بازنويسي مجدد نرم‌افزارهاي عملياتي در پلتفرم جديد

     ارتقاي زيرساخت‌هاي فناوري اطلاعات از طريق ايجاد انبار داده متمركز
    واضح است كه پس از استفاده دراز مدت از سيستم‌هاي مكانيزه و جمعآوري اطلاعات در سازمان‌هاي قديمي، حجم بالايي از داده‌ها، منبع مهمي براي آن سازمان، به شمار مي‌رود تا بتواند در سايه تحليل آن و ايجاد تصميم‌گيري‌هاي مديريتي به موقع و هوشمندانه در جهت ارتقاي كمّي و كيفي سازمان، گامي بلند برداشت. امروزه به دنبال ارائه مفاهيم جديد در بحث ذخيره‌سازي اطلاعات و ظهور سيستم‌هاي اطلاعاتي يكپارچه سازماني، اجزاي تعاملي جديدي به وجود آمده‌اند.

    راهكار انبارداده در سازمان‌ها، بدين معني است كه تمامي داده‌هاي توليد شده توسط سيستم‌هاي مكانيزه در يك انبار داده متمركز، ذخيره شود و بدين‌ترتيب از ثبت تكراري اطلاعات و تناقضات احتمالي موجود جلوگيري به عمل ميآيد. به علاوه، مديريت داده‌ها به نحو بهينه انجام مي‌شود. همچنين امكان گزارش‌هاي مديريتي به صورت مطلوب فراهم مي‌شود. انبار داده مكان واحدي براي ذخيره اطلاعات كليدي را فراهم مي‌آورد. همچنين با گردآوري سوابق تاريخي سازمان، كاربران خواهند توانست اهداف عملكردي سازمان را در طول زمان اندازه‌گيري كنند. از ديگر مزاياي استفاده از انبار داده، امكان داده‌كاوي است. بدين معني كه به وسيله يك نرم‌افزار، بانك داده را كاوش مي‌نمايد و به دنبال الگوهاي داده مي‌گردد.

    البته ساخت يك انبار داده خطر امنيتي را بالا مي‌برد؛ چرا كه اطلاعات كليدي سازمان همه در يك جا هستند. براي كاهش اين خطر، از اجزاي پايگاه اطلاعاتي كه براي محافظت از داده‌ها استفاده مي‌شوند، سود مي‌بريم. مانند كنترل دسترسي، مديريت امنيت، رمزنگاري، پايش و مميزي.
     
    ارتقا از طريق بازنويسي مجدد نرم‌افزارهاي عملياتي در پلتفرم جديد
    اصولاً مهندسي مجدد فرايندها و برنامه‌هاي كاربردي يك سازمان كاري بس دشوارتر از طراحي ابتدايي و مقدماتي سازمان‌ها است. واضح است كه طراحي و پياده‌سازي مجدد و از آغاز سيستم‌هاي مكانيزه موجود در هر سازماني، يك طرح ايده‌آل است. اما بايد تمامي جوانب اين طرح سنجيده شود. اين راهكار نيازمند تغييرات اساسي و كلي، و صرف هزينه‌هاي بسيار در لايه فناوري سازمان است.

    براي بهره‌گيري از پلتفرم‌هاي جديد، نياز به نوسازي و ارتقاي كيفي و كمّي سيستم‌ها، چه به لحاظ سخت‌افزار و چه نرم‌افزار وجود دارد. امكانات سخت‌افزاري سازمان بايد به دقت بررسي شوند و در جهت رفع نيازمندي‌هاي احتمالي پلتفرم‌هاي جديد ارتقا يابند. نيازمندي‌هاي نرم‌افزاري نيز در تمامي سيستم‌هاي مكانيزه وجود دارند. تمامي نرم‌افزارها بايد تغيير نمايند و با پلتفرم جديد مطابقت داشته باشند. براي تغيير نرم‌افزارها، نياز به نيروهاي متخصص و ماهر غير قابل انكار است. در صورت واگذاري و خريد نرم‌افزارهاي كاربردي نيز، تضميني براي انجام گرفتن پروژه به صورت مد نظر وجود ندارد. به شرط فراهم بودن تمامي اين نيازمندي‌ها، تحقق اين پروژه نيازمند صرف زمان بسيار است.

    مقايسه دو راهكار پيشنهادي و نتيجه‌گيري

    مزاياي استفاده از راهكار ارتقاي زيرساخت‌هاي فناوري اطلاعات از طريق ايجاد انباره داده متمركز عبارتند از:

    - مديريت بهينه داده‌ها

    - امكان گزارش‌گيري مديريتي

    - امكان بروزرساني بي‌درنگ داده‌ها

    - امكان داده‌كاوي و  بهره گيري از مزاياي آن

    - امكان تبديل و نگهداري داده‌هاي موجود

    - قابل اجرا بودن با نرم‌افزاهاي موجود عملياتي سازمان‌

    - قابل اجرا بودن با سخت‌افزارهاي موجود عملياتي سازمان‌

    - قابليت اجرا با هزينه قابل قبول

    - قابليت اجرا در زمان قابل قبول

    - قابليت استفاده براي ارتباطات خارج سازماني نظير ارتباط با بانك‌ها و سهامداران‌

    معايب استفاده از راهكار ارتقاي زيرساخت‌هاي فناوري اطلاعات از طريق ايجاد انبار داده متمركز:

    - بالا بودن خطر امنيتي

    راه‌حل اين مسئله عبارت است از: استفاده از اجزاي پايگاه اطلاعاتي نظير كنترل دسترسي، مديريت امنيت، رمزنگاري، پايش و مميزي

    مزاياي استفاده از راهكار بازنويسي مجدد نرم‌افزارهاي عملياتي در پلتفرم جديد عبارت است از:

    - ساختار يكدست و يكپارچه در كليه سيستم‌هاي عملياتي

    - طراحي فرآيندهاي عملياتي با رويكرد جديد سازمان

    معايب استفاده از راهكار بازنويسي مجدد برنامه‌هاي كاربردي عبارت است از:

    - ارتقاي كليه سيستم‌هاي نرم‌افزاري فعلي سازمان به طور همزمان

    - ارتقا و نوسازي سيستم‌هاي سخت‌افزاري سازمان‌

    - عدم امكان استفاده از داده‌هاي فعلي سازمان‌

    - نياز به نيروهاي متخصص و ماهر در بخش نرم‌افزار

    - نياز به نيروهاي متخصص و ماهر در بخش سخت‌افزار

    - قابل اجرا با هزينه بسيار بالا

    - قابل اجرا با صرف زمان بسيار زياد

    واضح است كه انتخاب راهكار با توجه به امكانات و شرايط خاص سازمان، بر عهده مديران و تصميم گيران سازمان است.

    منبع:ماهنامه شبکه


    این مطلب تا کنون 4 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : فناوري ,سازمان ,اطلاعات ,استفاده ,سيستم‌هاي ,لايه ,فناوري اطلاعات ,لايه فناوري ,انبار داده ,فناوري جديد ,زيرساخت‌هاي فناوري ,زيرساخت‌هاي فناوري اطلاعات ,لايه فناوري اطلاعات ,طريق ايجاد انبار ,مجدد نرم‌افزارهاي عملياتي ,
    راهكارهايي براي تغيير پلتفرم سازمان‌هاي قديمي

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده